العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )
103
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )
صحيح و رأى مختار مؤلف ( ره ) است . اما ديگران گفتهاند : علم به اين مطلب محتاج استدلال است [ و از علوم نظرى مىباشد ، نه بديهى . ] اما جهم بن صفوان گفته است : خداى متعال پديدآورندهء كارهاى بندگان است ، و اضافه و اسناد افعال به آنان اسناد مجازى است . پس هرگاه گفته مىشود : فلانى نماز خواند و روزه گرفت ، به منزلهء آن است كه بگوييم : قد كشيد و فربه شد . ضرار بن عمر ، نجّار ، حفص فرد و ابو الحسن اشعرى گفتهاند : خداى متعال ، پديد آورندهء افعال و بنده ، كسبكنندهء آن است . ايشان براى قدرت بنده در پيدايش فعل هيچ تأثيرى قائل نشدهاند ، بلكه گفتهاند : قدرت [ بر مثلا آب خوردن ] و مقدور [ كه همان آب خوردن است ] هر دو به قدرت خداوند ايجاد مىشوند ، و اين اقتران [ و همزمان پديد آمدن قدرت بر آب خوردن و خود آب خوردن ] همان كسب است . [ حاصل آنكه به عقيدهء اشعرى ، انسان وقتى كارى انجام مىدهد ، همزمان با انجام آن كار ، قدرت بر انجام همان كار در او پديد مىآيد ، و اين تقارن ميان قدرت و فعل ، كسب خوانده مىشود ، و اين در حالى است كه قدرت انسان هيچ نقشى در تحقق آن فعل ندارد و تنها عادت خدا بر آن جارى شده است كه هنگام تحقق فعل از فرد ، قدرت بر آن فعل را نيز در او پديد آورد . اين مانند آن است كه مىگويند : خداوند است كه ، آب روى آتش را گرم مىكند ، نه آتش ، لكن عادت خدا بر آن جارى شده است كه همواره وقتى آب را گرم مىكند كه زير آن آتشى روشن باشد ، بىآنكه تأثير و تأثرى ميان آن دو وجود داشته باشد . ] قاضى در تفسير كسب گفته است : ذات فعل به قدرت الهى واقع مىشود ، و اما اين كه آن فعل ، طاعت باشد يا معصيت ، به وسيلهء قدرت بنده تعيين مىشود . [ يعنى اصل وجود فعل از خدا و صفت و تعيين آن از بنده است . آنچه از خداوند صدور مىيابد بىرنگ و بىشكل است و اين بنده است كه به آن رنگ و شكل مىدهد . ]